دليل اينكه ميخواستم از لحظه لحظه ي سفر زندگي لذت ببرم، واضح و مبرهن بود. در حين بزرگ شدنم افرادي را اطراف خود ديده بودم كه اوقات خوشي نداشتند. بعضي فقط در تقلا بودند كه زندگي را پيش ببرند و روزگار آرام و بي هياهويي داشته باشند.
برخي ديگر نيز از طي مسير زندگي لذت مي بردند اما به نظر مي رسيد كه برنامه و هدف مشخصي براي زندگي نداشته و بارها از مسير خارج شده اند.
من هيچ يك از اين زندگي ها را نمي خواستم. هنوز دقيقا نمي دانستم زندگي به چه معناست. اما تقريبا مطمئن بودم كه
متولد نشده ايم تا اوقات بدي را پشت سر بگذاريم و بعد بميريم.
برچسب:
نویسنده: کوروش اسماعیلی
تاريخ: جمعه
10 تير
1401 ساعت: 20:56